خرید بک لینک
آخرين باري كه ساعت رو تنظيم ميكني كه بيدار شي بري آخرين روز كاريتو بگذروني.....پشتش يه عالمه بغض داره....

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

ديشب تو رَآه مدرسه تا بلژيك با علي خيلي حرف زدم....از نگرانياش گفت ... كه نگرانيهاي جفتمونه.... از سختيهاي راهمون.... از بالا و پايينهاش... خيلي بهم ريختم ... انگار داشت سر بسته بهم ميگفت كه خودمو واسه خيلي چيزا آماده كنم ...اميدوارم اين بحرانمون زود و آسون تموم شه...

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

آخرین روز کاری....پنجشنبه خوبیه ولی آخرين پنجشنبه ابراريه .... یه عالمه کادو گرفتم از همکارام ... اصلن نمی خوام برم تو فاز غم و غصه ..... با ینکه هرکدومشونو میبینم دلم میخواد یه عالمه بغلشون کنم .... ولی سعی میکنم ظاهرمو حفظ کنم ....

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

امروز شوشو برميگرده با ارهان قرار داره.....نمي دونم چي ميشه.....نمي دونم بايد خودمو واسه چي آماده كنم ....

چقدر از همه بدم اومده....چقدر آدم ها بدن.....مخصوصا تو لحظه هاي بحراني بدترم ميشن......به خودت پناه مياريم تو اين روزاي سخت.......

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

چقدر دلم ميخواد برم يه جايي كه هيشكي نباشه و يه دل سير گريه كنم......

چقدر دلم گريه ميخواد....دارم ميتركم......

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

درست يه هفته اس كه تو هلندم...سخت بود اومدن ...با اون وضعيت زلزله و دل نگراني ...راهي شدن برام خيلي سخت بود... خدا همه عزيزانمونو خودش حفظ كنه ....

اين اولين سالي بود كه واسه كيريمس باهم بوديم ....دلچسب بود.....

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

جمعه شب اولين مهموني مشتركمونو دادين …پروانه و دوتا شوهراش !! شام اومدن پيش ما…همه چي خيلي خوب پيش رفت …خيلي كدبانو شده بودم …ولي خدايي شوشو خيلي به دادم ميرسيد…

تجربه اب خيلي خوبي بود اولين مهموني زندگي مشترك حس جالبي بود

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

بعد شش هفته أنتظار نشد...قبول نشدم......ديگه حتي اشكامم خشك شدن

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

همين ديشب با يه عالمه نااميدي داشتيم با شوشو از اون امتحان كذايي حرف ميزديم ...و امروز خبر قبوليم رسيد.....هنوزم معجزه وجود داره…مچكرم ازت………………

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 11:15

صفحه بندی